پنج شنبه 11/10/1348 ساعت 03:30
وبلاگ انجمن
انتظار ...

سلام

من شاگرد بناي محله شما هستم

همان كسي كه برج‌هاي چند طبقه‌ي

كوچه‌ي همسايه‌تان را ساخت،

استاد مرا هم استخدام كرد و استاد من را

 و من با تمام سلول‌هاي بدنم

درك ميكنم

دست‌هاي پينه بسته‌ي مولا را

 موقع كار مي‌فهمم كه تشنه لبي حسين بن علي (عليه السلام) يعني چه؟

اين را شايد آن آقاي مداح كه هر روز

با پژوي 206 نقره‌اي اش از كنارمان رد مي‌شود درك نكند

اما وقتي در درياي كنايه‌ها و طعنه‌هاي دور و برم

روزه ميگيرم و نماز اول وقت را كنار گچ و سيمان ميخوانم

خوب مي‌فهمم صحيفه سجاديه يعني چه؟

من نيازي ندارم

كه براي گريه افتادن خودم يا دوستانم بر حادثه كربلا

متوسل به حضرت خزانه شوم!!

وقتي نام حسين (عليه السلام) را مي‌شنوم، گريه‌ام ميگيرد

از بالاي برج‌هاي نيمه‌كاره ميشود همه چيز را ديد

آدم‌هايي را كه صداي موزيك ماشينشان را آنقدر زياد مي‌كنند

تا صداي اذان را نشنوند

دخترهايي كه نمي‌دانند فاطمه (سلام الله عليها) كه بود،

حجاب چه فلسفه‌اي دارد

و نميدانند بانو فقط هيجده سال داشت!

مي‌بينم ديش‌هاي ماهواره را

كه مثل چشم

خيره شده‌اند به

آقاي شيطان

 وقتي اذان را مي‌شنوم

چقدر بوي دلتنگي مي‌دهد

و چقدر در اين اوضاع و احوال

مهدي صاحب‌الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را تنها و غريب مي‌بينم...

از : جمال طاهري